تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


خوش به حالتون

    مردی که عقب تاکسی کنار من نشسته بود و داشت توی سر رسیدش چیزی یادداشت می‌کرد، سر رسیدش را بست و گفت: «هرچی می‌دووییم، بازم عقبیم.»

    کسی جوابی نداد.

    مرد دوباره خودش گفت: «همش داریم می‌دووییم، بازم هیچی.»
    زنی که جلوی تاکسی نشسته بود، گفت: «خوش به حالتون.»

    مرد پرسید: «چرا؟»
    زن گفت: «پسر من شش سالشه ولی نمی‌تونه بدووه... هر کاری می‌کنیم نمی‌تونه.»

    دیگر هیچ کدام حرف نزدیم.
    به زن نگاه کردم، جوان بود...


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : می‌دووییم، بازم ,
    خوش به حالتون

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 5 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر