خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





خوش به حالتون

    مردی که عقب تاکسی کنار من نشسته بود و داشت توی سر رسیدش چیزی یادداشت می‌کرد، سر رسیدش را بست و گفت: «هرچی می‌دووییم، بازم عقبیم.»

    کسی جوابی نداد.

    مرد دوباره خودش گفت: «همش داریم می‌دووییم، بازم هیچی.»
    زنی که جلوی تاکسی نشسته بود، گفت: «خوش به حالتون.»

    مرد پرسید: «چرا؟»
    زن گفت: «پسر من شش سالشه ولی نمی‌تونه بدووه... هر کاری می‌کنیم نمی‌تونه.»

    دیگر هیچ کدام حرف نزدیم.
    به زن نگاه کردم، جوان بود...


    این مطلب تا کنون 10 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : می‌دووییم، بازم ,
    خوش به حالتون

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر